سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
313
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
( 1 ) اراكى : و سفيه نباشند . . ( 2 ) گلپايگانى : و سفيه و ممنوع از تصرّف در مال به حكم حاكم شرع بواسطه افلاس نباشند . فاضل : و به جهت سفاهت و يا افلاس ، ممنوع از تصرّف در اموالشان نباشند . ( 3 ) نورى : و در حال بلوغ سفيه نباشند . خوئى : مسأله كسى كه مالش را به ديگرى صلح مىكند ، بايد بالغ و عاقل و قصد صلح داشته و كسى او را مجبور نكرده باشد و بايد سفيه هم نباشد . تبريزى : و مفلس . . سيستانى : و ممنوع از تصرّف در آن مال بواسطهء ورشكستگى . . مكارم : مسأله كسى كه چيزى را به ديگرى صلح مىكند بايد بالغ و عاقل باشد و كسى او را مجبور نكرده و در قصد صلح جدّى باشد ، سفيه نباشد ( اموال خود را بيهوده مصرف نكند ) و نيز حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگيرى نكرده باشد . صافى : و قصد صلح داشته باشد و سفيه و ممنوع از تصرّف در اموالش به حكم حاكم شرع بواسطهء افلاس نباشد . زنجانى : مسأله كسى كه مالش را به ديگرى صلح مىكند بايد بالغ و عاقل بوده و قصد صلح داشته باشد و كسى او را مجبور نكرده باشد و سفيه و مفلَّس هم نباشد ( توضيح اين دو كلمه در مسأله [ 2145 ] گذشت ) . البتّه غير بالغى كه مميّز باشد مىتواند براى ديگرى عقد صلح را بخواند ، همينطور كسى كه او را مجبور كردهاند و سفيه و مفلس . صلح مميّز غير بالغ يا سفيه با اذن يا اجازه ولىّ و نيز صلح مفلَّس با اجازه طلبكاران صحيح مىباشد . مسأله 2162 لازم نيست صيغهء صلح به عربى خوانده شود ، بلكه با هر لفظى ( 1 ) كه بفهماند با هم صلح و سازش كردهاند صحيح است . ) * ( 1 ) بهجت ، سيستانى ، زنجانى : با هر لفظ يا فعلى . . مكارم : مسأله صلح را مىتوان با صيغه عربى يا فارسى يا هر زبان ديگرى خواند ، بلكه هر اقدام عملى كه به وضوح نشان دهد طرفين مىخواهند به وسيلهء آن صلح و سازش كنند كافى است . مسأله 2163 اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد كه مثلًا يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد ، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن ( 1 ) صلح كند ( 2 ) صحيح است ولى اگر ( 3 ) گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض ، مقدارى روغن بدهد ( 4 ) اشكال دارد . اين مسأله ، در رسالهء آيات عظام : مكارم و بهجت نيست ( 1 ) اراكى : و مقدارى روغن . . ( 2 ) گلپايگانى ، صافى : و قرار نگذارند كه روغن حاصل از خود آن شير باشد . . فاضل : از شير آن استفاده نمايد و با او شرط كند مقدارى از روغن حاصل از خود آن شير را به او بدهد . .